السيد اليزدي

38

سؤال وجواب ( فارسي )

آنها باشد لكن آب رسانيدن به عضو صحيح نيز مضر باشد ، يا بيش از قدر متعارف از أطراف آن را نتواند آب برساند . حاصل اين كه علاوة بر موضع جرح وأطراف متعارفه آن قدرى معتد به از أعضاء صحيحه را نيز نمىتواند بشويد كه آب مضر به آن است . واز اين قبيل است درد چشم كه آب به صورت رسانيدن مثلا مضر باشد . وهمچنين اگر تمام أعضاء مجروح ، يا مقروح باشد كه أصلا نتواند استعمال آب نمايد . واگر يكى از آنها باشد وشستن ماعداى موضع آنها ممكن باشد پس يا آن جرح وقرح مكشوف است ، يا مجبور . اگر مكشوف باشد وبتواند آن را مسح كند ، أطراف آن را بشويد وآن را مسح كند . وأحوط اين است كه كهنه طاهرى بر روى أو بگذارد ومسح آن نيز بكند . واگر نتواند آن را مسح كند از جهت ضرر آب ، يا نجس بودن آن ، پس أطراف آن را بشويد وكهنه طاهرى بر روى آن گذارده روى آن را مسح كند . واگر آن هم ممكن نباشد اكتفاء كند به غسل أطراف آن . وأحوط ضم تيمم است ، بلكه در مطلق جرح مكشوف ، ضم تيمم أحوط است . واگر مجبور باشد ، روى جبيره را مسح كند . واگر نجس باشد ، وضع خرقه طاهر كرده ، مسح نمايد روى آن را . واگر ممكن باشد ، جمع كند ما بين وضو به غسل أطراف وتيمم . وهم چنين أحوط جمع است در رمدى كه بتواند ماعداى چشم از صورت را بشويد ، پس آن را بشويد وچشم را جبيره كند وروى آن را مسح كند وتيمم هم بكند . وهم چنين أحوط جمع است در جائى كه تمام أعضاء وضو را بايد جبيره كند وبتواند استعمال آب كند بر وجهي كه صدق كند وضوى جبيره . واگر حائلى در اعضاى وضو باشد غير از جبيره ، مثل قيرى كه نشود آن را ازاله كرد ونحو آن ، كفايت مىكند شستن روى آن . وواجب نيست با آن تيمم . اگر چه أحوط است .